♥ ღ دل نوشـــته هـــا♥ ღ - آمـ ـد امــــّــا




آمـ ـد امــــّــا

  • نویسنده: Azadeh
  • تاریخ:پنجشنبه 27 بهمن 1390
  • عنوان موضوع: [cb:post_category_name]


آمد اما در نگاهش آن نوازش ها نبود

چشم خواب آلوده اش را ، مستی رویا نبود




نقش عشق و آرزو از چهره ی دل ، شسته بود


عکس شیدایی ، در آن آیینه ی سیما نبود





لب،همان لب بود ، اما بوسه اش گرمی نداشت


دل همــان دل بود ، اما مست و بی پروا نبود




در دل بیزار خود جز بیم رسوایی نداشت

گرچه روزی هم نشین ، جز با منِ رسوا نبود



در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود


برق چشمش را ،نشان ، از آتش سودا نبود



دیدم ، آن چشم درخشان را ، ولی در این صدف


گو هر اشکی که من می خواستم ، پیدا نبود






اخرین مطالب